تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

469

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ايران جز اسب و سلاح خود مالك چيزى نبوده‌اند . دستهء « اسواران » كه بلافاصله پس از جنگ قادسيّه تسليم عرب‌ها شدند « 1 » از نجباى بزرگ مالك زمين نبوده‌اند . در ميان نجباى بزرگ مالك زمين در سرزمينهاى آباد كسانى نيز بودند كه دژهاى مستحكم داشته‌اند و يك‌يك تسليم عرب‌ها شده‌اند ( رجوع شود به بلاذرى ص 313 ) . وضع نجباى بزرگ در برابر نجباى كوچك براى ما چندان روشن نيست . مىتوانيم حدس بزنيم كه در اينجا بيشتر وضعى حكمفرما بوده است كه مانند وضع اقطاع اراضى در قرون وسطى بوده است . مسلّما خانواده‌هاى بزرگ در خود خاك ايران مانند خانواده‌هاى بزرگ ارمنستان نيرومند نبوده‌اند زيرا در ارمنستان خانواده‌هاى بزرگ ، سلطنت را كاملا زير فشار خود داشتند . البتّه خانواده‌هاى بزرگ در ايران براى بسيارى از پادشاهان ايران دردسرهائى ايجاد كرده‌اند و بعضى از آنها را از سلطنت خلع كرده و حتّى بعضى را به قتل رسانيده‌اند . امّا پادشاهانى مانند شاپور دوّم و خسرو اوّل مىدانستند چگونه اين نجبا را مطيع خود سازند . جنگهاى داخلى در آغاز سلطنت خسرو دوم شايد قدرت نجباى بزرگ را موقّتا درهم شكسته بود ولى با هرج‌ومرج وحشتناكى كه پس از خلع او از سلطنت آغاز شد لجام گسيختگى نجباى بزرگ دوباره به بدترين وضعى ظاهر شد و اين امر در سقوط دولت ساسانى مؤثر افتاد . اين امر مسلّم است كه وضع سپاه نيز با مقتضيات فئودالى ارتباط نزديكى داشته است . شايد نجيب بزرگ به هنگام جنگ به مباشران و كارداران خود فرمان مىداد و آنان نيز به رعايا و زيردستان خود دستور مىدادند « 2 » . از گفتار يوحنّاليدوس « 3 » ( 34 / 3 de magistratibus ) چنين برمىآيد كه ايرانيان بر خلاف روميان سپاه

--> ( 1 ) - بلاذرى 372 . ( 2 ) - در زمان اشكانيان وقتى چنين بوده است ؛ يوستين 41 ( 2 و 5 ) . ( 3 ) - در اينجا خاطرات نويسندگان قديم در كتاب يوحنّاليدوس نقش مهمى دارد .